X
تبلیغات
کیمیای سعادت
عمومی
 

1 یهو نگاه میكنی می بینی خانوادت كه 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن .

2 واسه همكارت ایمیل میفرستی،در حالیكه میز بغل دستی تو نشسته.

3 رابطت با اقوام و دوستانی كه ایمیل ندارن كمتر و كمتر میشه تا به حد صفر برسه .

4 ماشینت رو جلوی در خونه پارك میكنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه كه بیان كمك چیزایی رو كه خریدی ببرن داخل.

5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره .

6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترك میكنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی كه موبایلت رو برداری، بدون توجه به اینكه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی .

8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین كاری كه میكنی سر زدن به اینترنت و چك كردن ایمیله.

9 الان در حالیكه این مطلب رو میخونی،سرت رو تكون میدی و لبخند میزنی.

10 اینقدر سرگرم خوندن این مطلب بودی كه حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره .

11 الان دوباره برگشتی بالا كه چك كنی شماره 7 رو داشته یا نه.


12 و من مطمئنم كه اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میكنی،بخاطر اینكه خوب بهش توجه نكردی.

13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیكنی،خوب من شوخی كردم ولی نشون میده كه تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میكنی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/09ساعت 12:29  توسط علیرضا | 

راننده زن را چطور بشناسیم؟

 

1- اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!

 

2- اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!

 

3- وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه!

4- وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 8:46  توسط علیرضا | 
 

 

ايراني ها از امریکایی ها باهوش ترند!!!

سه نفر آمريكايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شركت در يك كنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريكايي هر كدام يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه ايراني ها سه نفرشان يك بليط خريده اند.

 

      يكي از آمريكايي ها گفت: چطور است كه شما سه نفري با يك بليط مسافرت     مي كنيد؟ يكي از ايراني ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهيم.همه سوار قطار شدند. آمريكايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يك توالت و در را روي خودشان قفل كردند. بعد، مامور كنترل قطار آمد و بليط ها را كنترل كرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يك بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه كرد و به راهش ادامه داد.

آمريكايي ها كه اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند كه چقدر ابتكار هوشمندانه اي بوده است.بعد از كنفرانس آمريكايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان كار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز كنند.

وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريكايي يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يكي از آمريكايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر كنيد؟ يكي از ايراني ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهم.

 

سه آمريكايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريكايي رفتند توي يك توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريكايي ها و قطار حركت كرد. چند لحظه بعد از حركت قطار يكي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريكايي ها و گفت: بليط، لطفا!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 10:41  توسط علیرضا | 
 

  

    انواع داماد

1- داماد خَچَل : سن بین 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشیده، جسارت بسیار ، حماقت فراوان ، زود پشیمون ،زود رنج ، قربانی عواطف زودگذر یا مبادلات خانوادگی ، بچه اش از خودش بزرگتر!

2- داماد مَچَل : سن بین 19تا25سال ، ژیگولی ، دانشجو ، سرباز ، رفیق باز، وابسته به پول بابائی ، بیکار ، آینده دار، توی هر دامی که براش پهن کنن تلپی میفته ، کیس مناسبی برای تور شدن،کم ظرفیت، یکی میزنه یکی میخوره !

3- داماد هَچَل : سن بین 25 تا 29سال، رسیده، حاضر آماده ، دارای کار و بار، فارغ التحصیل ،با کارت پایان خدمت، دارای شکستهای عشقی فراوان، بسیار با تجربه ، دم به هرتله ای نمیده ، عصا قورت داده ، کمی کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولی رضایت نمیده!

4- داماد کَچَل: سن بین 30 تا 37 سال ، گرفتار، درگیر، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضی به رضای خدا، دنبال زنان بیوه کم سن وسال ، مسئولیت پذیر، درپی رفاه خانواده ، دارای کار وبار و خانه، قسمت هرکی بشه مبارکه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 9:30  توسط علیرضا | 
 

آیا میدانستید!!!

۷ثانیه  طول میکشد تا غذا از دهان به معده برسد.
موی انسان تحمل وزن ۳ کیلو را دارد.
طول آلت تناسلی مرد ۳ برابر شست دستش می‌باشد.
استخوان باسن از سیمان محکمتر است.
حدوداً هزار میلیارد باکتری روی پا وجود دارد.
زنان دو برابر مردان پلک میزنند.
قلب زنان از مردان تندتر میزند.
پوست انسان دو برابر مغزش وزن دارد.
اگر بزاق شما حلال نباشد نمیتوانید مزه غذاها را تشخیص دهید.

خانمها مدتیست این متن را تمام کرده اند.

مردانی که هنوز مشغول خواندن هستند در حال اندازه گرفتن “شست” خود میباشند.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/21ساعت 13:11  توسط علیرضا | 
 

برای انسانهای بزرگ "بن بست"وجودندارد;چون براین باورندکه یاراهی خواهم یافت ویاراهی خواهم ساخت. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/11ساعت 13:13  توسط علیرضا | 

پیشاپیش فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.

دستان پرنوازش بهار ، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد، و زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می کنند. در سال جدید خورشیدی، سبزی ، شادی ، کامیابی، بهره وری، اثربخشی فعالیتها و بهروزیتان را از درگاه ایزد منان آرزومندم.

 

 

بوی باران  ; بوی سبزه ;  بوی خاک

 

شاخه های شسته ;  باران خورده ; پاک

 

آسمان آبی و ابر سفید ,  برگهای سبز بید

 

عطر نرگس ,  رقص باد           نغمه شوق پرستوهای شاد

 

خلوت گرم کبوترهای مست

 

نرم نرمک می رسد اینک بهار

 

خوش به حال روزگار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت 11:28  توسط علیرضا | 
 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 12:12  توسط علیرضا | 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/21ساعت 14:33  توسط علیرضا | 
آبگرمکن جدید !!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/21ساعت 14:30  توسط علیرضا | 
 

زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را می‌‌پوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...
زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید...
زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : "چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"
شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید : هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟
زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد  گفت: "آره یادمه..."
شوهرش به سختی‌ گفت:
_ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟
_آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست)...
_یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!
_آره اونم یادمه...

مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم.....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/19ساعت 11:36  توسط علیرضا | 

چیزی که من آموختم -"گابریل گارسیا مارکز"

در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.  

در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.  

در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت‌ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت‌ساعته محروم می‌کند.  

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه‌ی مرد است و جاذبه، قدرت زن.  

در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.  

در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را انجام دهیم که دوست داریم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.  

در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی، چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و ۹۰ درصد آن اینست که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.  

در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب، بهترین دوست انسان است و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی.  

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد؛ اما بدون ایثار هرگز نمی‌توان عشق ورزید.

در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را که میل دارد نیز بخورد.  

در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مسئله‌ی در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.  

در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد و کمال خود ادامه می‌دهد و به محض آن‌که گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.  

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن، بزرگ‌ترین لذت دنیا است.  

در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 13:18  توسط علیرضا | 

 

*درمیان عناصرفلز"تنگستن"سخت ترین فلزشناخته شده ودمای ذوب آن ۳هزارو۸۰۰درجه سانتیگراداست.

*در"فنلاند" ۶ هزاردریاچه وجوددارد.به همین علت این سرزمین رافنلاندنامیده اند.فنلاندیعنی "سرزمین دریاچه هاوباتلاقها".

*زنبورعسل ناگزیراست ۲ میلیون دفعه روی گلهابنشیند تابتواندیک لیوان عسل تولید کند.

*اگر کره زمین راازحالت کروی به حالت مسطح درآوریم ضخامت آن به طورمتوسط به ۳۵ کیلومترمی رسد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 10:56  توسط علیرضا | 
                  

                                    عشق

عشق یگانه منبع نیرو و قدرت شماست.

***********************

شما این توان را دارید که زندگانی ای سرشار از عشق و رضایت بیافرینید.

***********************

تنها با عشق میان دلهای شماست که عشق میان شما عمق و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد.

***********************

به گونه ای از عشق و شور خود مراقبت و پاسداری کنید که گویی گرانبها ترین دارایی شماست.

 ***********************

عاشق هر که هستید ، با وفاداری به او عشق بورزید.

                                                                              ((باربارا دی آنجلیس)) 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/27ساعت 8:44  توسط علیرضا | 
              

                                 "درس زندگی

یه زوج ۶۰ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون که یه جشن کوچیک دو نفره بگیرن. وقتی توی پارک زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته کوچیک خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر کدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میکنم! زن از خوشحالی پرید بالا و گفت: ! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم. فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد ! حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه .  مرد چند لحظه فکر کرد و گفت: این خیلی رمانتیکه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد ! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه که یه همسری داشته باشم که ۳۰سال از من کوچیکتر باشه زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه. فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!

 نتیجه اخلاقی: مردها ممکنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 9:7  توسط علیرضا | 
                                     

* هزاران نفر برای بارش باران دعامیکنند٬ غافل ازاینکه خدابه فکرکودکی است که چکمه هایش سوراخ است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 8:25  توسط علیرضا | 
                    

* اگر همیشه همان کاری راکه انجام داده اید٬ تکرار کنید٬ چیزی بیش ازآنچه تاکنون به دست آورده اید به دست نخواهید آورد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 8:21  توسط علیرضا | 
 

به تصویر زیرنگاه کنیدوبه نهایت بدشانسی بیاندیشید!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 13:12  توسط علیرضا | 
                          

آیا میدانستید که كبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است كه اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میكند
آیا میدانستید که میزان انرژی كه خورشید در یك ثانیه تولید میكند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام كشورهای جهان به مدت یك میلیون سال كافی است
آیا میدانستید هر عنكبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند
آیا میدانستید که اگر در یك سال هیچ یك از نسلهای یك جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم كره زمین برابر میشود
آیا میدانستید که رودی در كامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد
آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
آیا میدانستید که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است
آیا میدانستید که شبكه چشم ۱۳۵ میلیون سلول احساس دارد كه مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد .
آیا میدانستید که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به كار رفته است .
آیا میدانستید طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار كیلومتر است .
آیا میدانستید که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور كند .
آیا میدانستید که تنها موجودی كه میتواند به پشت بخوابد انسان است
آیا میدانستید چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد
آیا میدانستید که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست كیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف میكند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 13:3  توسط علیرضا | 

 

می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت انیشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم

 بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

آقای " انیشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود !

 ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 10:11  توسط علیرضا | 

                      

معماي جذاب عشق ليلا و جنون

یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی .

اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره،

به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای،

زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…لیلا… لیلا…لیلا

مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسملیلا

که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…

مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن.

مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش

و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه،

با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا

بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!!

میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!

                             

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 13:52  توسط علیرضا | 
 

آلبرت انيشتين:

هيچ وقت چيزي رو خوب نميفهمي مگر اينکه بتوني به مادربزرگت توضيحش بدي!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 13:47  توسط علیرضا | 
شب تاریک و سنگستان و مو مست     قدح از دست مو افتاد و نشکست

نگهدارنده‌اش نیکو نگهداشت            وگرنه صد قدح نفتاده بشکست



+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/12ساعت 13:33  توسط علیرضا | 
* سالانه ۵۰۰ فیلم درآمریکا و۸۰۰ فیلم درهندساخته می شود.

* "آدولف هیتلر"،گیاهخواربوده است.

* عمرتمساح بیش از۱۰۰ سال است.

* مزه سیب ،سیب زمینی و پیاز یکسان است وتنها به سبب بوی آنها است که طعمهای متفاوتی میابند

* فیلها قادرند روزانه ۶۰ گالن آب و ۲۵۰ کیلوگرم یونجه مصرف می کند.

* ۸۰ درصد امواج " مایکروویو تلفن های همراه" ازراه سرجذب می شوند.

* قدفضانوردان هنگامی که درفضاقرار می گیرند ۵ تا ۷ سانتیمتر بلندتر می شود.

 
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/12ساعت 12:34  توسط علیرضا | 
* ازآخرین پلی که میگذری ، پل "صراط" است.

* ماهی بزرگ ، ماهیگیر وقلابش راصیدکرد.

* برای حفاظت ازافکارم ، دورسرم باندپیچیدم.

* دوشاخه برق به پریز چشمک زد.

* چون ازبدنیا آمدن میترسید، درنطفه خودکشی کرد.

* آدمی وقتی فقیرمی شود، خوبیهایش هم حقیرمیشود.

* بعضی ها ذهنشان دراسارت است وبعضی هاجسمشان.

* دکترعاشق، قرص ماه رابه سیاهی شب تجویزکرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 14:48  توسط علیرضا | 
* شمارتلفات جانی درجنگ دوم جهانی بیش از۲۹ میلیون نفربود.

* درهردقیقه میلیونهاسلول دربدن انسان میمیرند.ولی درعوض سلولهای جدیدی جایگزین آنهامیشوند.

* پوست بدن انسان ۵ روزبعدازمرگ همچنان زنده است وبافتهای آن به کارخودادامه میدهند.

* قطرمویرگ هادربدن انسان به کمتراز ۱ میلیمتر میرسد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 14:34  توسط علیرضا | 
                                                                                                                        

* خوشبختی به سراغ کسی می رود که فرصت اندیشیدن به بدبختی هاراندارد.

* محبت راازبیابان بیاموز که دریابودنش رابه خورشید بخشید.

* هرگاه زندگی برایمان سخت شد یادمان باشدکه دریای آرام ناخدای قهرمان میسازد.

* بهترین خوشبختی تبدیل کردن اشکهای دیگران به لبخند است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 14:16  توسط علیرضا | 

* به خاطر بسپار،بر پشت زین نشستن کافی نیست ، باید چگونه افتادن را هم آموخت.

* شکست یعنی دست کشیدن از تلاش

*  وقتی همه با توهم عقیده شدند ، آنگاه مطمئن باش که اشتباه کرده ای.

* یادت باشد؛خداوند به دست پاک می نگرد نه به دست پر.

* به خاطر بسپار؛دو چیز در این دنیا از همه چیز زیباتر است؛آسمان پر ستاره و وجدان آسوده.

 

                                                       

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/03ساعت 14:6  توسط علیرضا | 
                                                                  

 شاید ای دل نرسیدیم به فردای دگر...

 

                                                               

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/03ساعت 13:48  توسط علیرضا | 

 

                                              

عشق و ثروت و موفقیت

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/02ساعت 13:43  توسط علیرضا |